بازخورد Feedback
ردیف واژگانی: 909
رسته واژگانی: مدیریتی
دسته بندی مرتبط : دانشنامه جامع مدیریت
تعریف در حد یک جمله :
این اصطلاح(Feedback) را اولین بار، کارل فردیناند براون(Karl Ferdinand Braun) در مورد سیستمهای الکتریکی به کار برد. البته فیدبک برای او، بار معنایی منفی داشت(باعث آشکار شدن مشکلات سیستمهای الکتریکی میشد). بازخورد زمانی اتفاق میافتد که محیط به عمل یا رفتاری واکنش نشان دهد.
تشریح :
برای هر سیستم باز (Open System)، (مربوط به مفهوم تفکر سیستمی) میتوان ورودی و خروجی تعریف کرد.
ورودی، اثراتی است که سیستم از محیط میپذیرد و خروجی نیز، اثراتی است که سیستم بر محیط میگذارد و پارامترها، اطلاعات و رفتاری که توسط محیط درک و مشاهده میشود.
اگر بخشی از خروجی یک سیستم، بر روی ورودی آن تاثیر بگذارد، اصطلاحاً میگوییم که این سیستم از محیط، بازخورد (Feedback) میگیرد.
برای مثال:
در فرهنگ کارمند-محور (employee-focused culture) کارمندان درباره وضعیت و شرایط محیط کار خود یا وظایف خود، پیشنهاداتی را به مدیریت ارائه میدهند(بازخورد) و مدیریت با در نظر گرفتن نظرات و پیشنهادات، شرایط را تغییر میدهد(خروجی) و با دستوراتی باعث تغییر در شرایط محیط کار میشود(تاثیر خروجی بر ورودی سازمان).
دقیق تر بخواهیم بگوییم، بازخورد به وضعیتی اشاره دارد که X بر Y تأثیر می گذارد و Y به نوبه خود بر X تأثیر می گذارد، شاید از طریق زنجیرهای از علت و معلول.نمیتوان به طور مستقل، ارتباط بین Y و X را مطالعه کرد و پیشبینی کرد که سیستم چگونه رفتار خواهد کرد. تنها مطالعه کل سیستم بازخورد، منجر به نتایج صحیح خواهد شد.
کاربرد :
درک بهتر وضعیت سازمان
توانایی درک سازمان از بیرون
شناسایی و رفع ایرادات جزئی
افزایش کارایی سازمان
تغییر شرایط به سمت شرایط ایده آل
پیشگامان و نظریه پردازان :
کارل فردیناند براون(Karl Ferdinand Braun)
راس اشبی(W. Ross Ashby)
مری و ریلینگ
منابع :
“Thanks for the Feedback: The Science and Art of Receiving Feedback Well” / Douglas Stone and Sheila Heen
“The Feedback Imperative: How to Give Everyday Feedback to Speed Up Your Team’s Success” / Anna Carroll