اثر تماشاگر Bystander Effect , Darley
ردیف واژگانی: 1731
رسته واژگانی: مدیریتی
دسته بندی مرتبط : دانشنامه جامع مدیریت
تعریف در حد یک جمله :
اثر تماشاگر(Bystander effect) زمانی اتفاق میافتد که حضور دیگران، فرد را از مداخله در موقعیتهای اضطراری، مثلا در هنگام حمله یا جنایت دیگری، منصرف کند. هر چه تعداد ناظران بیشتر باشد، کمتر احتمال دارد که هر یک از ناظران به فرد درمعرض خطر کمک کند. همچنین هرچه تعداد ناظران کمتر باشد، احتمال اینکه افراد دست به اقدام بزنند، بیشتر است.
تشریح :
یک مورد معمولی از اثر تماشاگر
کارمند زنی را در نظر بگیرید که در جریان بحث های تیمی مورد انتقاد مستمر مافوق مرد خود قرار می گیرد، در حالی که سایر اعضای مرد اینگونه نیستند. از آنجایی که سوپرل او تماس های زیادی دارد، از ترس از دست دادن شغلش این موضوع را به HR گزارش نمی کند. علیرغم این موضوع که مدتهاست ادامه دارد، هیچ یک از هم تیمی های او این موضوع را به HR گزارش نمی دهند.
از این سناریو، ما تمایل داریم که هم تیمی های او، یعنی “عوامل” را مقصر بدانیم. ممکن است به این نتیجه برسیم که تماشاگران به دلیل خودخواهی خود نتوانستند عمل کنند. اما تحقیقات بیش از چند دهه دلایل دیگری را نشان داد که چرا افراد حاضر در گروههای بزرگتر بعید به نظر میرسند که به قربانیان در هنگام مواجهه با قلدری، آزار و اذیت جنسی، نژادپرستی یا در معرض خطر کمک کنند.
اثر تماشاچی دقیقاً چیست؟
این پدیده که توسط روانشناسان اجتماعی جان دارلی(John M. Darley) و بیب لاتانه(Bibb Latané) در سال 1968 ابداع شد، پس از وقایع مربوط به قتل او برجسته شد.
کیتی جنووز: اگرچه این جنایت در منطقه ای رخ داد که مردم آن چه را که در حال رخ دادن است دیدند و شنیدند، اما هیچ یک از اطرافیان سعی نکردند تا دیر نشده مداخله کنند یا به پلیس گزارش دهند. همانطور که نیویورک تایمز در آن زمان گزارش داد، 38 همسایه در کوئینز نیویورک، ظاهراً بدون تماس با پلیس، یک قاتل را تماشا کردند که “جنووس را ساقط می کرد و با چاقو می زد”.
متأسفانه، دلایل رخ دادن اثر تماشاگرBystander کمی پیچیده است. در اینجا سه مورد اصلی وجود دارد:
1. اشاعه مسئولیت:
هر تماشاگر تصور می کند که شخص دیگری مسئولیت کمک به قربانی را بر عهده می گیرد. آنها بر این باورند که “سرزنش کمک نکردن” و مسئولیت اخلاقی کمک کردن بر دوش هر بیننده ای است که شاهد حادثه است، نه فقط یک فرد به تنهایی.
2. جهل کالیستی:
به عقاید یا عقاید خاصی اشاره دارد که اقلیت دارند و به اشتباه (توسط اقلیت) در اختیار اکثریت است. مبهم بودن و ماهیت غیرقابل پیشبینی یک بحران باعث میشود که تماشاگران برای جستجوی نشانههایی برای پاسخگویی به سایر ناظران وابسته شوند. برخی از اطرافیان اغلب از کمک به قربانی خودداری می کنند،
از آنجایی که آنها به اشتباه فکر می کنند که بقیه اطرافیان مداخله خواهند کرد. در نتیجه، همه رهگذران به اشتباه تصور می کنند که بقیه رهگذران کمک به قربانی را در نظر می گیرند.
در حالی که در واقعیت، هیچ مداخله واقعی رخ نمی دهد. این کاملاً شبیه پارادوکس Abilene است.
3. ترس از ارزشیابی:
به اضطراب از ارزیابی و قضاوت شدن توسط دیگران اشاره دارد. تماشاچیان به دلیل ترس از متمایز شدن از جمعیت، تمایلی به درگیر شدن ندارند (مورد قضاوت شدن توسط دیگران) یا مواجهه با عواقب/خطر به دنبال اعمالشان. به عنوان مثال، تماشاگران ممکن است از تحقیر توسط مافوق خود، یا گرفتن ارزیابی عملکرد کمتر مطلوب، یا عدم ارتقاء یا مواجهه با تحقیقات قانونی پس از گزارش تبعیض در محل کار، بترسند. مقایسه کنید: دمنده سوت مدلی برای غلبه بر اثر تماشاچی «مدل تصمیم کمک کردن» که توسط لاتانه و دارلی (1970) پیشنهاد شده است، میتواند در اینجا بسیار مفید باشد، زیرا احتمال کمک کردن (یا نه) از سوی اطرافیان به قربانی را پیشبینی و توضیح میدهد.
کاربرد:
درک عوامل شناختی و عدم بی تفاوتی نسبت به کمک و همدلی با دیگران
پیشگامان و نظریه پردازان :
John M. Darley
Bibb Latané
منابع :
The Bystander
لینک تصویر