خلق دانش سازمانی organizational knowledge creation
ردیف واژگانی: 924
رسته واژگانی: مدیریتی
دسته بندی مرتبط : دانشنامه جامع مدیریت
تعریف در حد یک جمله :
نظریه خلق دانش سازمانی به بررسی فرآیند ایجاد دانش جدید و مفید در سازمانها میپردازد. این نظریه بر این ایده استوار است که دانش یک دارایی ارزشمند است که میتواند به سازمانها در افزایش کارایی، نوآوری و مزیت رقابتی کمک کند.
تشریح :
بر خلاف مدیریت دانش که بر ذخیره، سازماندهی و توزیع دانش موجود تمرکز دارد، نظریه خلق دانش سازمانی بر فرآیند ایجاد دانش جدید تأکید میکند.
این نظریه توسط Nonaka و Hirotaka Takeuchi در کتاب “سازمان خلاق دانش” (1995) معرفی شد.
آنها دو نوع دانش را تعریف میکنند:
دانش صریح: این نوع دانش آسان برای بیان و انتقال است.
دانش ضمنی: این نوع دانش پیچیده و درک آن دشوار است و اغلب در تجربیات و قضاوت افراد نهفته است.
Nonaka و Takeuchi معتقدند که دانش جدید از طریق تعامل بین دانش صریح و ضمنی ایجاد میشود.
آنها چهار حالت را برای این تعامل تعریف میکنند:
1.سوسیالیزاسیون: این فرآیند شامل اشتراکگذاری دانش ضمنی از طریق تجربیات و تعاملات است.
2.خارجی کردن: این فرآیند شامل تبدیل دانش ضمنی به دانش صریح از طریق گزارشها، اسناد و ارائهها است.
3.ترکیب: این فرآیند شامل ترکیب دانش صریح و ضمنی برای ایجاد دانش جدید است.
4.درونی کردن: این فرآیند شامل تبدیل دانش صریح به دانش ضمنی از طریق یادگیری و تجربه است.
آنها معتقدند که فرهنگ، ساختار و فرآیندهای موجود در سازمان میتوانند بر توانایی سازمان در ایجاد دانش جدید تأثیر بگذارند.
عناصر کلیدی نظریه خلق دانش سازمانی عبارتند از:
خلق دانش فردی: این فرآیند شامل یادگیری و تفکر خلاقانه افراد در سازمان است.
خلق دانش جمعی: این فرآیند شامل اشتراکگذاری دانش و همکاری بین افراد در سازمان است.
زمینه سازمانی: این شامل فرهنگ، ساختار و فرآیندهای موجود در سازمان است که بر خلق دانش تأثیر میگذارد.
نظریه خلق دانش سازمانی بر چهار فعالیت کلیدی تمرکز دارد:
تضمین تعهد مدیریت: رهبران سازمان باید به اهمیت خلق دانش اعتقاد داشته باشند و از آن حمایت کنند.
ایجاد یک فرهنگ حمایتی: سازمان باید فرهنگی را ایجاد کند که یادگیری، اشتراکگذاری دانش و نوآوری را تشویق کند.
تسهیل اشتراکگذاری دانش: سازمان باید فرآیندها و ابزارهایی را برای اشتراکگذاری دانش بین افراد در سازمان فراهم کند.
ایجاد فرصتهای یادگیری: سازمان باید فرصتهایی را برای یادگیری و توسعه کارکنان خود فراهم کند.
سازمانهایی که میتوانند این چهار فعالیت را به طور موثر انجام دهند، میتوانند از دانش خود برای ایجاد مزیت رقابتی استفاده کنند.
کاربرد :
توسعه نوآوری: سازمانها میتوانند از این نظریه برای ایجاد یک فرهنگ سازمانی که نوآوری را تشویق میکند و فرصتهایی را برای کارکنان برای اشتراکگذاری ایدهها و همکاری فراهم میکند، استفاده کنند.
بهبود حل مسئله: سازمانها میتوانند از این نظریه برای ایجاد یک فرآیند حل مسئله که از دانش و تخصص جمعی کارکنان استفاده میکند، استفاده کنند.
افزایش تصمیمگیری: سازمانها میتوانند از این نظریه برای ایجاد یک سیستم تصمیمگیری که از اطلاعات و دانش بیشتر استفاده میکند، استفاده کنند.
ایجاد مزیت رقابتی: سازمانها میتوانند از این نظریه برای تبدیل دانش خود به محصولات و خدمات جدید که به آنها مزیت رقابتی میدهد، استفاده کنند.
پیشگامان و نظریه پردازان :
Ikujiro Nonaka وHirotaka Takeuchi به عنوان پیشگامان اصلی این نظریه شناخته میشوند.
علاوه بر Nonaka و Takeuchi، نظریه پردازان دیگری نیز در توسعه این نظریه نقش داشتهاند.
برخی از این افراد عبارتند از:
Karl Polanyi: Polanyi یک فیلسوف مجاری-انگلیسی بود که در مورد ماهیت دانش و نقش آن در جامعه نوشت.
Michael Polanyi: Michael Polanyi یک شیمیدان و فیلسوف بود. او در مورد ماهیت ضمنی دانش و چالشهای انتقال آن نوشت.
منابع :
کتاب: سازمان خلاق دانش اثر Ikujiro Nonaka و Hirotaka Takeuchi (1995)
کتاب: مدیریت دانش اثر ادموند اودوایر و مایکل پورتر (2006)
کتاب: خلق ارزش از طریق دانش: استراتژیها و رویکردهای مدیریتی اثر David Teece et al. (2016)
کتاب: زنجیره ارزش دانش مدل: بررسی و ارزیابی انتقادی اثر دیوید جی تیز، مارگارت اس. بکمن و گری پیسانو (2003)
کتاب: نوآوری و زنجیره ارزش دانش: از ایده تا اجرا اثر گری پیسانو (2003)